*´`·.. شعرهای زیبا ..·´`*
دردت را بگو ، من که بهانه اي ندارم ،
مدتهاست تو را دارم ولي به درد تنهايي دچارم ،
يار وفاداري ندارم.
.
.
.
.
.
به خاطر تو غرورم را شکستم
، حرف دلم را باور نکردم
و باز به انتظارت نشستم لحظه اي برگرد و
ببين که من با التماس در خاکت نيز سجده کردم.
.
.
.
.
.
مثل ابر بهار نباش که بارانت نميشوم ،
مثل ستاره نباش که آسمانت نميشوم
.
.
.
.
.
عشق که آمد ، ديگر رفتني نيست ،
جنون که آمد ، عقل در زندگي حاکم نيست.
.
.
.
.
.
دلي خسته ، بغضي شکسته ، لحظه هاي بي حوصله ،
چشماني بهانه گير
سهم من از اين زندان تنهايي هاست!
.
.
.
.

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 19:30 توسط مهدی
|