*´`·.. شعرهای زیبا ..·´`*
در ميان ديدگانم خواب را گم کرده ام
خسته ام از خستگي مهتاب را گم کرده ام
چند سالي مي شود مهمان ايينه شدم
در ميانش چهره شاداب را گم کرده ام
در درون من هياهوي عجيبي پا گرفت
از هياهو خنده کمياب را گم کرده ام
کوزه صبرم شکست از دست شبهاي عطش
چند گاهي است رنگ اب را گم کرده ام

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 11:26 توسط مهدی
|